خرید بک لینک

هميشه دست شكسته وبال گردن نيست

گناه رونق بتخانه بر بَرَهمَن نيست

تو مثل آينه از تيرگي بري هستي

عجب كه آينه ماننده ي تو ليكن نيست

به جز نگاه تو ميخانه اي نمي بينم

اگركه هست شرابي در او دل افكن نيست

به كوي و برزن هستي گذشتم و ديدم

يقين كه هستي ِ بي تو بقدرِ ارزن نيست

دلم به دامن چشم سياه تو دستش

كه عمق بحرنگاهت به عقل روشن نيست

زچاك سينه چگويم كه تا به لحظه ي حشر

به آنچه كار رفوي دل است سوزن نيست

من از تبار دل آوردگان عصر ازل

وگرنه عشق در ابناي عصر آهن نيست

بهرام باعزت

برچسب: نویسنده: النا فدایی تاريخ: شنبه 21 ارديبهشت 1398 ساعت: 5:18

صفحه بندی