از ازل گر چه که من بی کس و تنها بودم ای
پدر رفتی و بر بی کسی ام افزودم گر چه که هستی من معنی تنهایی بود تو که بودی به خدا معنی تن ها بودم شد گذرگاهِ خزان ترجمه ی حالت من تا بدانی به چه حالی و چه حزن آلودم به عزیزی تو سوگند که از هر دو جهان من به یاد تو و با خاطره ات خوشنودم پندِ تو سمفونی ِ وحی ِ چو پیغمبر بود که شده نغمه گرِ گوش دل از داوودم چشم مردم پی موعود به هرعصری هست هم تویی مردم چشم من و هم موعودم باغبانا ! سرِ این باغ چه آمد بی تو گذرِ بادِ خزان
برچسب:
نویسنده: النا فدایی
تاريخ: يکشنبه
21 دی
1399 ساعت: 5:56