خرید بک لینک

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از آتش عشق

مرا آتش به جان بگذار و بگذر

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست

بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرا با یک جهان اندوه جانسوز

تو ای نامهربان بگذار و بگذر

دو چشمی را که مفتون رخت بود

کنون گوهرفشان بگذار و بگذر

در افتادم به گرداب غم عشق

مرا در این میان بگذار و بگذر

به او گفتم: حمید از هجر فرسود!

به من گفتا: جهان بگذار و بگذر

حميد مصدق

برچسب: شعر بسیار زیبا از حمید مصدق,شعری بسیار زیبا از حمید مصدق,اشعار بسیار زیبا از حمید مصدق, نویسنده: النا فدایی تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 14:37

صفحه بندی